تبليغاتX
تب نوشته های روزهای زندگی

 

اين به تو بستگي دارد.  هر چه بر روي آن بكشي همان مي شود. مي تواني رنج و محبت بر روي آن نقاشي كني از طرف ديگر مي تواني نقش شادي و خوشبختي بر آن بيفكني.

شكوه  و عظمت وجود انساني در اين آزادي خلاصه مي شود.

تو مي تواني طوري از اين آزادي استفاده كني كه زندگي ات به جهنم تبديل شود يا طوري كه  زندگي ات اكنده از زيبايي، نيكي، شادي و صفات بهشتي گردد. اين به تو بستگي دارد انسان داراي اين آزادي است.

انتخاب به عهده توست شكوه و جلال وجود تو در اين اصل نهفته است. اين يكي از بزرگترين هدايايي است كه خداوند در وجود انسان به وديعه نهاده است.هيچ جانوري از اين موهبت برخودار نشده است.

ولي به خاطر داشته باش كه خود مسئول انتخابهايي كه مي كني هستي. فقط تو و غير از تو هيچكس. آدم خوش بين كسي است كه صبح از خواب برمي خيزد به سوي پنجره مي رود و مي گويد : صبح بخير، اي پروردگار.

در مقابل آدم بدبين كسي است كه پاي پنجره مي گويد: خداي من باز هم صبح شد. حق انتخاب باتوست صبح براي همه يكي است.

 

از كتاب  عشق،‌ رقص زندگي (مجموعه اي از سخنان اوشو) ترجمه بابك رياحي پور.ص 8 و 9

 

 

 عكس از دورنماي تهران (دربند)

 

    همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده. همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن خداى بخشايشگر هيچ گونه اختلاف و تفاوتى نمى‏بينى. بازبنگر آيا خلل و نقصانى مى‏بينى باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد

  ( آيه 2-4 سوره ملك )

 


+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/28ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط زری  | 
 

  " هم اکنون به یمن لطف الهی همه درها و دروازه ها برای شادمانیهایی نامنتظره گشوده می شوند ، و خداوند در طرح الهی زندگیم شتاب می ورزد" از وبلاگ علی اکبر

 

   زري چرا احساس تنهايي كني وقتي خدا هست. وقتي كه خدا هميشه همراهته اونم خداي بزرگ تو كه نسبت به همه بندگانش رؤفه  ورحيمه.

خدايا شكرت به خاطر همه داده هات و خداي عزيز مرا به خاطر همه ناشكري هايم ببخش. 

   إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ  سوره 22- ايه 56

 

 

و براي همه دوستانم،

 

" همه  آدمها كه در كنار من هستند حلقه هاي زنجيري هستند  كه مرا در رسيدن به اهدافم ياري ام مي كنند" .

با تخليص از كتاب چهار اثر فلورانس اسكاول شين

 

عكس از  گل های باغچه شركت.


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/20ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط زری  | 

 

 

راز دل را نتوانم با كـسـي بگشايم

                           كه در اين دير مغان راز نگه داري نيست

 غم دل با كه بگويم كه مرا ياري نيست

                           جز توام روح و روان هبچ مدد كاري نيست

 دردم از عشق تو و بسترمن  بستر مرگ

                           جز توام هيچ طيبيي و پرستاري نيست

               

                                                                         ديوان امام (ره)

 

پ. ن  امام هم با من هم درده

 

 

 

 

 عكس هنگام عبور از حرم امام خميني. عصر جمعه

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/19ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط زری  | 

آخر هفته رفته بوديم كاشان كه سر از شهر نياسر دراورديم كاملا اتفاقي. فكر مي كردم فقط شهر قمصر كه گلاب گيري داره. به نظرم دهي بود كه به تازگي رنگ و روي شهر رو گرفته بود. فوق العاده زيبا . دهي كه به حول وحوش يك چشمه اي درون كوه و آبشاري زيبا كه از كوه سرازير شده بود. زمينهاشون هم پر بود از درختاي انار و بوته هاي گل محمدي . قديما هم يكي از نوادگان صفويه اونجا براي خودش برو بيايي داشته. كاخي با معماري همان دوران در بالاي كوه و داخل كوه غاري ساختگي  براي پنهان شدن.

 

 

 

پ.ن    خوشبحال نوادگان صفويه جايي براي پنهان شدن داشتن

 

پ.ن     تازه از سفر اومدم ولي بازم دلم گرفت.

           هنوزم تنهام.

 

 

 

عكس از آبشار  نياسر و   نماي بيروني ايوان كاخ  (  كه به كوشك معروف بود )

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط زری  | 

 

 حوالي عصر روز چهارشنبه، پارك طالقاني. تنها، تنهاي تنها

 

 

 

دلم بهانه خواست

                   براي ديدنت

                                   ديدمت

 

   با ديده اشكبارم از نشانه ات

 

 

 

عكس از فواره اي داخل پارك طالقاني ساعت .: 18


+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/05ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط زری  |