
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
مگر نه اين است كه خدا گفته است كه اي اهل ايمان هرگاه به دري از درهاي پيامبر رسيده ايد بدون اجازه وارد نشويد، پس من ابتدا از خداوند اجازه مي گيرم.
آيا اي خداوند اجازه مي دهيد؟ و بعد از رسول خدا اجازه مي خواهم آيا اي رسول خدا اجازه مي دهيد؟ و بعد از امام خدا اجازه مي خواهم آيا اي علي بن موسي رضا اجازه مي دهيد؟ و بعد از فرشتگان مقرب الهي كه پاسداران اين حرم الهي هستند اجازه مي گيرم. آيا اي فرشتگان مقرب الهي اجازه مي دهيد؟
اي خدا حتي با اين كه من شايسته اين لطف و عنايت نباشم رحمت شما باعث ورود من به اين مكان مقدس ميشود. خداي من با من چنان كن كه تو شايسته آني ... اني اشهد اقمت
عكس: از آستان امامزاده سيدجلال الدين شرف. آستانه اشرفيه رشت.
عکاس خودم.۳/۸۷

چه شادم از كوچكي خود، انگاه كه غرق در بزرگي توام
مي خواهم غرق شوم در اين همه نور
چشمانم تا انتهاي نور پيش مي رود و دلم با آن مي خواند
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
كه خداست نور همه آسمانها و زمين
و من از ابتدا تا انتها نام تو را تكرار مي كنم
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ
و درك معناي تو مرا بس...
عكاس و متن : خودم


امروز صبح تهران باروني و دلنشين شد.
ببار باران. بیشتر ببار و مگذار تقدیر زلالیت را بگیرد.
خدایا حتی چشم بر هم زدنی، باران رحمت و موهبتت را از ما دریغ مدار!
عكس امروز: عکاس مثل همیشه خودم.

هفته پيش سفري به ياد ماندي را تجربه كردم. سفري كه پربود از حادثه هاي شيرين و نمه اي تلخ .
سفري كه بارها آمده بودم ولي اين بار طور ديگه اي نگاه كردم. نگاهم از زاويه دوربين عكاسي بود و... . با اينكه پدر با سرعت مي راند ولي دانشگاه خوب يادگرفته ام كه حركت و سرعت را چطور بياميزم و اين بار به كارم آمد. استاد گفته بود كه چشمانتان را لنز دوربين فرض كنيد و آيه 3 سوره ملك قبل از سفر به من آموخته بود كه چطور بنگرم .
"كه در آفرينش آن خداى بخشايشگر هيچ گونه اختلاف و تفاوتى نمىبينى. بازبنگر آيا خلل و نقصانى مىبينى باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد"
و جز شكوه و عظمت الهي هيچ چيز ديگري نديدم. كوههاي سبز سربه فلك كشيده البرز، آبشار زيباي لاهيجان ،غروب غمناك زيبا كنار، بادهاي شديد منجيل و حركت توربين هاي بادي عظيمش. مرداب انزلي با گلهاي نيلوفري، جنگلهاي در هم تنيدة تالش و شهر بام هاي سفالي آستارا همه نمايشي از قدرت و عظمت تو بود. باز دوباره نگريستم اما نگاهم درمانده بسويت برگشت از عظمت وجودت خداي من.

عكس ساحل زيبا كنار رشت

با خدا صحبت كنيد درست همانطور كه ممكن است با دوستتان حرف بزنيد. دعا گفتگو با خدا و سخن گفتن با او به عنوان دوستي عزيز و صميمي است. صميمي با خدا صحبت كنيد هرچه را در دل داريد به او بگوييد.
وقتي هرچه را در دل داريد به بگوييد آماده دريافت پيام خدا خواهيد شد.
اگر كودكي در چاله اي بيافتد و سرآپا آلوده شود چه خواهد كرد؟ نزد مادرش مي رود و مي گويد: مادر من كثيف شده ام. مرا بشوي و تميز كن! خدا همچون مادر ماست. دوباره و دوباره با خدا سخن بگوييد.
چشمانتان را دقيقه اي ببنديد تا دنيا از نظرتان دور شود آنگاه كلامي به خدا بگوييد. به درون نگاه كنيد و نفس عميقي از عشق به بيرون بفرستيد. اين كار باعث مي شود احساس كنيد خدا به شما نزديك است و هرگز تنها نيستيد."كتاب خالق هستي،جي پي واسواني"

بنده من نشانه مهرباني ما آنست كه نخست ما تو را ياد كرديم پس تو مرا ياد كردي. نخست من تو را خواستم، پس از آن تو مرا خواستي!
بنده من به من نزديك شو تا به تو نزديك شوم بنده من تو مرا مي خواني من تو را اجابت مي كنم. و من تو را به رسالت، رسول خود مي خوانم. (ولقد كرمنا بني ادم ) در دعا بگشاي تا دراجابت بگشايم كه هركس درب دعا براو گشودند درب اجابت هم گشودند (ادعوني استجب لكم)
"كتاب كشف الاسرار ميبدي"
و چون انسان را آسيبى رسد ما را به پهلو خوابيده يا نشسته يا ايستاده مىخواند و چون گرفتاريش را برطرف كنيم چنان مىرود كه گويى ما را براى گرفتاريى كه به او رسيده نخوانده است ....(سوره يونس آيه 12)
عكس: كنار جاده رشت - بندرانزلي







